خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
جاوید
آرشیو وبلاگ
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
آذر ۸٢
لینک دوستان
سر زمين عشق
عشق آسمانی
يک قلب پاک از تمام معابد جهان زيباتر است.
کلاغستان
ستاره ميکده
دنيای يک فرشته
حس درونی
شبهای بارانی
مامان و بابا و دخترشون
موجودات فضايی
تاکسی متر
کدخدا
زيتون سياه
آبی مثل آسمون
دلم پر می کشه تا آسمون هفتم
عشق من مال من باش
حرف تو
ستاره
خاطرات سپيده
عسل وشکر
غافله عمر
باران
موج بزن دريا باش
آشيانه سبز ما
آينده
بارون پاييزی
پاييزان
تک ستاره
خدايا کمکم کن
دنيای آبی
سکوت
عادت می کنيم
کامليا دختری از ايران
من و تو
مهتاب عشق
هزار و يک شب زندگی
ياد خدا آرام بخش دلهاست
يک سبد عطر ياس
واژه های زندگی
بی تو من تنهام . تنهای تنها
پيش بينی زمين لرزه
سايه های سفيد
تصویر تو همیشه ترین بود
پينکی
دوستی گل
عشق يعنی راهی دريا شدن
دل نوشته های دختر باران
خدای مريم
دريای زندگی
رها
زمزمه های نيلوفری
زندگی ساده
مريم روز های من
غمکده ی دل
بگو به انکه دل از بار غم گران دارد
تار خنثی
رويای نيمه تمام
مکاشفات فرشوشتر
پرنيان
تا ... شقايق
شرقی ترين ستاره
بزرگ معماران کوچک
تو چرا تنهايی؟
شبکه های کامپيوتری
دوربين مخفی
۷دنيای درون
اقليما
بی تو چه کنم
چکاد
حزب جوانان زير آفتاب
داستان های محمد رضا
دوباره نو
به ياد يك دوست قديمي
گوشه ی دل
مازيار
دانشکده شيمی
يه دنيا حرف
گل يخ
صحرای رز ...
برای امروز ؛ فردا و هميشه ام
يا حميد
آواز پر جبرائيل
نسيم مهربانی
پس و پيش
گل نرگس
واگويه های يک کولی
روح ربا
آسمانيم در اوج الهيم
بشنو از دل
خاکستر عشق
از عهد من تا وفای تو
خداوند مظهر عشقه
خدايی که شکست خورد
دژ ديجيتالی
عشق
عشق بی انتهاست
گيتار خسته من
مثل کسی که کيست
پارميس
تصوير ساز
جاده ابريشم
دريای مواج
کنج دايره
نکته های ناب
طنز و عشق
باران عشق
سخن و شعر
شعر و احساس
گستره ای به وسعت عشق
هفت آسمان
بلور رويا
من و بابام
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان


علی (ع) :
تلخی دنیا شیرینی آخرت است
و
شیرینی دنیا تلخی آخرت است.

بی تــــــو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو نفهمیدی
نگهت هیچ نیفتاده به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم
دگر از پای نشستم
گوییا زلزله آمد
گوییا خانه فرو ریخت برسرمن
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی زبـــر من
که بمیرم زغم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی
نتوانم . نتوانم
بی تو من زنده نمانم
بی تو من در همه ی شهر غریبم


